محل تبلیغات شما
در همان روزهای پر از دردِ آبانِ خونین بود که به شکل ناگهانی‌ و غریبی برای من سه کلمه فرستادی و اتفاقی نابهنگام را رقم زدی. من در ژرفنای درد غوطه‌ور بودم و به شکلِ بی‌رحمانه‌ای تنها. نه یک تنهایی از شکل بودنی نافرجام، نه وانهاده شدن و نه در حسرت بودنی. رنج من شکلی دیگر داشت. از اتفاق پوچیِ جهان به پذیرش زندگی رسیده بودم و دانستم زندگی به خودی خود نه پوچ است و نه ناچیز؛ زندگی برخلاف آن‌چه که سال‌ها می‌پنداشتم خود معنای ارزنده‌ای دارد.

چرا می‌نویسم و برای چه!

آمدن و رفتنی مصادف

جهان خالی از دوست

زندگی ,شکل ,بودنی ,پذیرش ,دانستم ,رسیده ,بودم و ,و نه ,جهان به ,پوچیِ جهان ,اتفاق پوچیِ

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

سایت شرکتی پيمان رسيدگي